وبلاگ مذهبی

اس ام اس عاشقانه

اس ام اس عاشقانه

http://khalezanak.com/wp-content/uploads/2014/11/1415259600962804_orig.jpg

 

 

زیباترین استاتوس های عاشقانه و قلب

sms asheghaneh

در قلب کوچکم فرمانروایی می کنی عزیز

بدون هیچ نائب السلطنه ای

کسی نمیداند چه لذتی دارد نازنین

بهترین پادشاه تاریخ را در دل داشتن

زیباترین استاتوس های عاشقانه و قلب

sms asheghaneh

صبر کن

عشق که شکل گرفت

لب ، قلب ، چشم ، گویا می شود و ذهن پاک می شود از غبار!

آن وقت با من باش ، همیشه ی من …

زیباترین استاتوس های عاشقانه و قلب

sms asheghaneh

قلب من سکونت نگاه کسی است که

از اعماق وجودم دوستش دارم حتی در فاصله ها

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم دی 1393ساعت 14:41  توسط محسن  | 

اربعین امام حسین

اربعین امام حسین

 

http://khalezanak.com/wp-content/uploads/2014/12/arbaeen3.jpg

 

همچنان که شهید مطهری فرمودند گاهی اهل بیت علیهم السلام، زیارت امام حسین (ع) را واجب فرمودند، گاهی مستحب و گاهی مستحب مؤکد. شهید مطهری می گوید این اختلاف در احکام – این که گاهی زیارت حضرت سیدالشهدا (ع) واجب می شود گاهی مستحب و گاهی مستحب مؤکد –  به خاطر  تفاوت های زمانی و شرایط و اقتضائات محیطی و مکانی بوده است. یعنی گاهی شرایط زمانی به گونه ای بوده که تهدیدی علیه شیعیان و فرهنگ اهل بیت(ع) صورت می گرفته و ضروری بوده که اتحاد و وحدت شیعیان  تظاهرات و نمود بیشتری داشته باشد بنابراین زیارت امام حسین (ع) واجب می شده یا مستحب مؤکد تا عاشقان و پیروان اهل بیت علیه السلام با حساسیت بیشتری به میدان بیایند و اعلام حضور کنند.

بخش دوم و پایانی گفتگوی سرویس قرآن و معارف خبرگزاری شبستان با حجت الاسلام و المسلمین مهدی واعظ موسوی،  استاد حوزه و دانشگاه به رمز و راز طی طریق با پای پیاده برای زیارت اربعین حضرت سیدالشهدا (ع) و پررنگ شدن این حرکت در سال های اخیر میان شیعیان ایران و عراق پرداخته است.

نکته مهمی که در زیارت اربعین از سوی بخش قابل توجهی از شیعیان می بینیم اصرار به سوار نشدن به مرکب و طی این طریق با پای پیاده در واقع نوعی عرض ارادت و عاشقی به محضر حضرت سیدالشهد (ع)ا است. چه رمز و رموزی در این شیوه از سلوک وجود دارد؟

در حالات امام حسن مجتبی علیه السلام آمده است حضرت در طول عمر شریف شان، 20 بار سفر مدینه تا مکه  را با پای پیاده طی کردند با این که در آن روزگار  امکانات بسیاری در اختیار داشتند و می توانستند با بهترین مرکب ها این سفرها را طی کنند و به تعبیر معروف آن قدر ثروت و دارایی در اختیار داشتند که اگر می خواستند می توانستند با تخت روان این مسیر را طی کنند اما ترجیح دادند 20 سفر مکه را پیاده بروند.

خب ممکن است کسی بپرسد وقتی مرکب وجود دارد چرا با پای پیاده؟

ببینید در واقع ما در عرصه عمل باید آن عشق و ارادت و محبت خودمان را یک جور ابراز کنیم. البته درجه عشق و محبت نسبی است، فرض کنید ما می گوییم نور اما معلوم است بین نور شمع و نور آفتاب تفاوت از زمین تا آسمان است. فروزندگی و اشتعال و نورانیت این دو با هم قابل قیاس نیست ما اگر بخواهیم درجه عشق و محبت مان را به منصه ظهور برسانیم رنج هایی را هم متحمل خواهیم شد.

عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد.

بله شما یک وقتی می روید برای ابراز عشق و محبت به همسرتان، کسی که به او عشق و محبت دارید از گلفروشی گل می خرید. یک وقتی هم می روید صحرا یا از یک ارتفاع خاصی بالا می روید که فلان گلی که فقط در آن منطقه می روید برای همسرتان بیاورید. ممکن است برای چیدن آن گل کلی به زحمت بیفتید  و خارها در پا و دست تان فرو برود. معلوم است که معنی این ابراز محبت با آن نوع اول متفاوت خواهد بود و برای همسرتان هم این دو نوع از ابراز علاقه متفاوت خواهد بود. یک وقت کسی با هواپیما پیش محبوبش می رود امکان دارد کسی هم با وجود تمکن مالی بخواهد این مسیر را با پای پیاده برود. این دو با هم فرق می کند. کسی که با پای پیاده به حضور حضرت مشرف می شود در واقع می گوید من حاضرم همه سختی های راه را به جان و دل بپذیرم تا عشق ام به منصه ظهور برسد و به خودم ثابت شود. این که ادعا می کنم عاشق ام حقیقتا عاشق هستم یا نه؟ خب معلوم است آن راحت طلبی ها درجه عشق را کم رنگ تر می کند.

لذا این پیاده روی ها یک کار نمادین و سمبلیک است. در واقع با این حرکت نمادین نوعی تظاهرات اتفاق می افتد و به دشمن نشان می دهد  شیعیان و پیروان اهل بیت (ع) تا چه اندازه به پای عشق شان ایستاده اند. واقعا هم معنی دارد وقتی یک حرکت 20 و چند میلیونی زائران به سمت حرم حضرت اباعبدالله (ع) صورت می گیرد عملا بزرگ ترین میتینگ در جهان شکل می گیرد و دشمن را به لرزه درمی آورد.

در واقع می خواهید بگویید درست است که یک وجه مهم این پیاده روی ها و عرض ارادت ها به ساحت قدسی حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام آن وجه عاشقی و شیدایی است اما در کنار این وجه، آن نمایش بیرونی به قصد پیام دادن به دشمنان اهل بیت (ع) هم مطرح می شود.

بله،  همین طور است. بعضی از دستورات اسلامی این حالت نمادین را دارد. یک وقت شما به تنهایی در اتاق تان نماز می خوانید اما اسلام می گوید شما 5 نوبت نماز را با جماعت بخوان، نماز را  با هم بخوانید و با هم عبادت کنید. می فرماید: “و ارکعوا مع الراکعین”. خب این یک نوع تظاهرات و ابراز وجود است. امروز روانشناسان می گویند ابراز وجود یکی از مهارت های زندگی است و شما در واقع با ابراز وجود، هویت خودتان را به رخ می کشید. ویل دورانت هم در این باره حرف ظریفی دارد. می گوید تنها دینی که پیروان خود را به ابراز وجود و به رخ کشیدن هویت دعوت می کند اسلام است. اسلام، حج و نماز جماعت و نماز جمعه و راهپیمایی های این شکلی دارد که در حکم نوعی رزمایش و مانور و تودهنی است.

در یک سال گذشته وقتی تحولات عراق را نگاه می کردید علاوه بر آن بمب گذاری های معمول که با هدف ناامن کردن عراق و عتبات عالیات برای زائران صورت می گیرد – دست کم یکی از اهداف همین می تواند باشد –  حرکت گروه های تکفیری و به ویژه داعش را در عراق هم شاهد بودیم که جنایت های بی سابقه ای را در عراق رقم زد که دهشتناک و وحشیانه بود. من می خواهم از این زاویه هم به قضیه نگاه کنیم که پررنگ تر شدن بزرگداشت اربعین امسال نسبت به سال های گذشته یک عکس العمل به این تحرکات و ایجاد فضای رعب و وحشت در عراق می تواند باشد؟

دقیقا همین طور است. یکی از دلایلی که در سال های اخیر، زیارت اربعین پررنگ تر شده همین تجاوزاتی است که به عراق شده است. قبل از داعش، آمریکا و حزب بعث و امروز هم  تحرکات گروه های تکفیری را می بینیم.  اگر امسال هم می بینیم پاسداشت اربعین بسیار پررنگ شده به خاطر این است که تحرکات داعش در یک سال گذشته بیشتر شد. در واقع یکی از عللی که جمهوری اسلامی به میدان آمد و اربعین جدی تر از گذشته برگزار شد تحرکات یک سال گذشته نیروهای منحرف داعش بود. به واقع ما این پتانسیل و ظرفیت را از گذشته در اختیار داشتیم اما آن طور که باید و شاید از آن بهره برداری نمی شد اما اکنون که ما شاهد هجمه هایی به جهان اسلام و شاهد برپایی فتنه ای بزرگ در جهان اسلام هستیم لذا به زیارت اربعین هم توجه بیشتری صورت می گیرد.

همچنان که شهید مطهری فرمودند گاهی اهل بیت علیهم السلام، زیارت امام حسین (ع) را واجب فرمودند، گاهی مستحب و گاهی مستحب مؤکد. شهید مطهری می گوید این اختلاف در احکام – این که گاهی زیارت حضرت سیدالشهدا (ع) واجب می شود گاهی مستحب و گاهی مستحب مؤکد –  به خاطر  تفاوت های زمانی و شرایط و اقتضائات محیطی و مکانی بوده است. یعنی گاهی شرایط زمانی به گونه ای بوده که تهدیدی علیه شیعیان و فرهنگ اهل بیت(ع) صورت می گرفته و ضروری بوده که اتحاد و وحدت شیعیان  تظاهرات و نمود بیشتری داشته باشد بنابراین زیارت امام حسین (ع) واجب می شده یا مستحب مؤکد تا عاشقان و پیروان اهل بیت علیه السلام با حساسیت بیشتری به میدان بیایند و اعلام حضور کنند.

 

 

 

http://khalezanak.com/wp-content/uploads/2014/12/52b5320726c33.jpg

چرا اربعین فقط برای امام حسین تعیین شده است؟

 

 

 

براى توضيح جواب اين سؤال، به اين مطالب توجه كنيد:

1. فداكارى‏هاى امام حسين عليه‏السلام، دين را زنده كرد و نقش او در زنده نگه داشتن دين اسلام، ويژه و حائز اهميت است. اين فداكارى‏ها را بايد زنده نگه داشت؛ چون زنده نگه داشتن دين اسلام است. گرامى‏داشت روز عاشورا و اربعين، در حقيقت زنده نگه داشتن دين اسلام و مبارزه با دشمنان دين است.

2. مصيبت حضرت امام حسين عليه‏السلام، براى هيچ امام و پيامبرى پيش نيامده است. مصيبت امام حسين عليه‏السلام، از همه مصيبت‏ها بزرگ‏تر و سخت‏تر بود. اگر عامل ديگرى هم در كار نبود، همين عامل كافى است كه نشان بدهد چرا براى امام حسين عليه‏السلام بيش از امامان ديگر و حتى بيش از پيامبر اسلام‏صلى‏اللَّه‏عليه‏وآله عزادارى مى‏كنيم و مراسم متعددى برپا مى‏كنيم.

3. در ماه محرم سال 61ق. امام حسين عليه‏السلام، فرزندان، خويشان و ياران آن حضرت را كشتند و اسيران كربلا را به كوفه و شام بردند و همين اسيران داغديده، روز اربعين شهادت امام حسين عليه‏السلام و يارانش، به كربلا رسيدند و همه مصائب روز عاشورا در آن روز تجديد شد و آن روز، روز سختى براى خاندان پيامبر بود.

4. دشمنان اسلام با به شهادت رساندن امام حسين عليه‏السلام، قصد نابود كردن دين اسلام را داشتند. دشمنان امام حسين عليه‏السلام تلاش كردند تا حادثه كربلا، به كلى فراموش شود و حتى كسانى را كه براى زيارت امام حسين عليه‏السلام مى‏آمدند، شكنجه مى‏كردند و مى‏كشتند. در زمان متوكل عباسى، همه قبرهاى كربلا را شخم زدند؛ مزرعه كردند و مردم را از آمدن براى زيارت قبر امام حسين عليه‏السلام، منع كردند. شيعيان هم براى مقابله با اينها، از هر مناسبتى استفاده مى‏كردند كه يكى از اين مناسبت‏ها، حادثه روز اربعين است.

5. يكى از نشانه‏هاى مؤمن، زيارت امام حسين عليه‏السلام در روز اربعين است. از حضرت امام حسن عسكرى عليه‏السلام روايت شده است كه علامت‏هاى مؤمن پنج چيز است؛ پنجاه و يك ركعت نماز فريضه و نافله در شبانه‏روز، زيارت اربعين، انگشتر به دست راست كردن، پيشانى بر خاك نهادن در سجده و بسم الله را بلند گفتن‏1 و يكى از وظايف شيعيان را اهتمام به زيارت اربعين بر شمرده‏اند.

منبع:مفاتيح الجنان،ص 545

اعتبار اربعین

 

 

عقیق:عدد چهل؛ پشتوانه تكويني و تكاملي انسان/ اعتبار اربعين نزد شيعيان
اعداد نه تنها در زندگي مادي كه در زندگي معنوي ما نيز حائز اهميت فراوانند؛ تعداد ركعات نماز، تعداد تسبيحات اربعه، تعداد تسبيحات حضرت فاطمه (ع) و امثال اينها نشان مي‌دهند كه زندگي معنوي جدا از اعداد نيست.
منزلت اعداد منحصر به اعدادي نظير پنج، هفت، دوازده، چهارده و ۴۰ مي‌شود كه براي هر يك دليل يا دلايلي را ذكر كرده‌اند؛ مثلا عدد پنج به دليل ۵ تن پيامبر اولوالعزم و ۵ تن آل عبا (ع)، عدد هفت به واسطه ۷ آسمان و ۷ شهر عشق و ۷ مرحله سلوك عارفان و ۷ دور طواف خانه خدا، عدد دوازده به دليل ۱۲ معصوم (ع) و ۱۲ چشمه‌ايي كه به معجزه حضرت موسي از دل سنگ جوشيد و عدد چهارده به دليل ۱۴ معصوم (ع) تقدس يافته‌اند؛ به همين قياس براي عدد چهل نيز بايد دلايلي موجود باشد:
عقل آدمي در چهل‌سالگي به بالاترين كمال خود در حد استعداد هر فرد مي‌رسد، حضرت رسول (ص) در سن چهل‌سالگي به رسالت مبعوث شدند، حضرت موسي چهل‌روز در كوه معتكف بود تا الواح مقدس را دريافت داشت، قوم بني‌اسرائيل به دليل كفران نعمت و پرستش گوساله به سرگرداني چهل‌ساله محكوم شدند و تخمير طينت آدم ابوالبشر در ۴۰ روز به اتمام رسيد و عارفان و سالكان طريق حق چله‌نشيني را از همين آفرينش چهل‌روزه حضرت آدم اقتباس كردند. سهروردي بيان مي‌كند «خداوند انسان را در چهل‌روز آفريد و هر روز صفتي به او اعطا كرد كه هر يك حجابي و مايه تعلق وي به دنيا بود تا اينكه در روز چهلم حجاب‌ها كامل و متراكم شد؛ لذا در چله‌نشيني سالك يك به يك حجاب‌ها را مي‌درد تا در روز چهلم انوار حق در وي تجلي يابد».

هرچند عدد ۴۰ از اعداد و كميات است ولي در فرهنگ عرفان اسلامي اين واژه كمي در ارتباط با كيفيات مطرح مي‌شود و لذا تكرار عمل تا چهل مرتبه تكميل‌كننده ابعاد روحاني و عرفاني انسان است؛ در واقع عدد چهل در فرهنگ دينى و اسلامى در ميان ساير اعداد از جايگاهي ويژه و از يك پشتوانه تكوينى و تكاملي روند حركت انسان در ابعاد مادى و معنوى برخوردار است.
اهميت چهل‌سالگى انسان قابل انكار نيست، چنانكه در روايات متعددى از پيامبر (ص) و معصومين (ع) آمده است «هنگامى كه بنده به چهل‌سالگى مى‌رسد خداوند به دو فرشته مراقب او مى‌گويد از اين پس بر او سخت بگيريد و همه كارهاى كوچك و بزرگ و زياد و كم را ثبت كنيد»؛ اين روايات همه از اين حقيقت خبر مى‌دهند كه شخصيت انسان تا چهل‌سالگى شكل گرفته و از آن پس تحولات درونى در او سخت‌تر مي‌شود.

دانشمندان مسلمان بويژه آنان كه مشرب عرفانى دارند، به عدد چهل در زمينه خودسازى به ديده اهميت مى‌نگرند و براى اين عدد در فعليت يافتن استعدادهاى انسان و كامل شدن ملكات اخلاقى و پيمودن درجات معرفت تاثيرى ويژه قائل هستند.
اربعين از منظر قرآن
عدد ۴۰ يا اربعين از موضوعاتى است كه در قرآن و روايات از جايگاه خاصي برخوردار بوده و تاكنون كتاب‌هاى فراوانى درباره آن نوشته شده است. در قرآن كريم اين واژه در چهار آيه و مرتبط با سه موضوع ديده مى‌شود: اول در آيه ۱۵ سوره احقاف از چهل‌سالگى انسان ياد شده و اينكه خداوند به همه انسان‌ها درباره نيكى به پدر و مادر سفارش كرده است، اما فقط نيكوكاران به اين سفارش الهى عمل و به پدر و مادر خود نيكى مى‌كنند و اين نيكى را تا رسيدن به رشد كامل خود و رسيدن به چهل‌سالگى ادامه مى‌دهند؛ آنگاه در چهل‌سالگى دعا مى‌كنند و از خداوند توفيق مى‌طلبند تا در برابر نعمت‌هايى كه خود و پدر و مادرشان از آن برخوردار بوده‌اند، شكرگزار او باشند «وَوَصَّيْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَيْهِ إِحْسَانًا حَمَلَتْهُ أُمُّهُ كُرْهًا وَوَضَعَتْهُ كُرْهًا وَحَمْلُهُ وَفِصَالُهُ ثَلَاثُونَ شَهْرًا حَتَّى إِذَا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَبَلَغَ أَرْبَعِينَ سَنَةً قَالَ رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَعَلَى وَالِدَيَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ وَأَصْلِحْ لِي فِي ذُرِّيَّتِي إِنِّي تُبْتُ إِلَيْكَ وَإِنِّي مِنَ الْمُسْلِمِينَ».
دوم در آيه ۲۶ سوره مائده از چهل‌سال ممنوعيت ورود بنى اسرائيل به سرزمين مقدس و چهل‌سال سرگردانى آنها در قطعه‌اى از زمين خبر داده است «قَالَ فَإِنَّهَا مُحَرَّمَةٌ عَلَيْهِمْ أَرْبَعِينَ سَنَةً يَتِيهُونَ فِي الأَرْضِ فَلاَ تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ»؛ اين ممنوعيت پس از آن بود كه موسى (ع) به قومش براى ورود به سرزمين مقدس فرمان داد، اما بنى اسرائيل به اين دليل كه در آنجا مردمى جبارند، از اطاعت موسى سر باز زدند و گفتند «تا آنان از آن جا بيرون نروند، ما هرگز وارد آن شهر نمي‌شويم. در تورات نيز داستان سرگردانى بني اسرائيل ذكر شده است.
آيه ۵۱ سوره بقره نيز از ميقات چهل شبه موسى خبر مى‌دهد و مي‌فرمايد « وَإِذْ وَاعَدْنَا مُوسَى أَرْبَعِينَ لَيْلَةً» كه در آيه ۱۴۲ سوره اعراف اين مطلب به اين صورت تفصيل داده شده است «وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلاَثِينَ لَيْلَةً وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً»؛ مفسران برآنند كه آن چهل‌شب در سى شب ذى‌القعده و دهه اول ذى‌الحجه بوده؛ چنان كه در رواياتى از امام صادق (ع) نيز بر اين تعيين دلالت دارد، اما آلوسى بدون استناد به دليلي، اين احتمال را كه ميقات در سى روز ذى‌الحجه و دهه اول محرم بوده نيز نقل كرده است؛ با اين حال ميقات چهل‌روز و چهل‌شبه موسى (ع) در تورات نقل گرديده است.
خاصيت اربعين در ظهور فعليت و بروز استعداد و حصول صفات ملكه، امرى است انكارناپذير و در حقيقت عدد چهل سمبل آغازين تكامل، مظهر كمال، جلوه پختگي، اعلام پشت سر گذاشتن مرحله خامي و ناداني، نخستين مرحله هوشياري و… مي‌باشد.

http://khalezanak.com/wp-content/uploads/2014/12/Kanoon-1-15-121-100.jpg
اربعين حسيني
اعتبار اربعين امام حسين (ع) از قديم‌‏الايام ميان شيعيان و در تقويم تاريخي وفاداران به امام حسين (ع) شناخته شده بوده است.
روز ۲۰ صفر يعني اربعين زماني است كه حرم امام حسين (ع) يعني كاروان اسرا، از شام به مدينه بازگشتند و روزي است كه جابر بن عبدالله انصاري، صحابي رسول خدا (ص) از مدينه به كربلا رسيد تا به زيارت قبر امام حسين (ع) بشتابد و او نخستين كسي است كه قبر آن حضرت را زيارت كرد؛ در اين روز، زيارت امام حسين (ع) مستحب است و اين زيارت، همانا خواندن زيارت اربعين است.
طبعا بر اساس اعتباري كه اين روز ميان شيعيان داشته است، از همان آغاز كه تاريخش معلوم نيست، شيعيان به حرمت آن، زيارت اربعين مي‌خواندند و اگر مي‌توانستند مانند جابر بر مزار امام حسين (ع) گرد آمده و آن امام را زيارت مي‌كردند؛ اين سنت تا به امروز در عراق با قوت برپاست و شاهديم كه ميليون‌ها شيعه عراقي و غير عراقي در اين روز بر مزار امام حسين (ع) جمع مي‌شوند.
شايد برگزاري مراسم اربعين براي امام حسين (ع) براي بازبيني و تحليل واقعه عاشورا و زنده نگاه داشتن آن معمول شده است تا با روشن‌بيني و قدرت تحليل واقعه عاشورا بررسي و تشريح گردد، واقعه‌ايي كه اگر بگوييم همانند قرآن داراي لايه‌هاي متعدد و بي‌شمار است گزافه نگفته‌ايم و به بيراهه نرفته‌ايم؛ چنانكه به زيارت اربعين نيز سفارشي زياد شده است.
زيارت اربعين، همچون زيارت عاشورا و زيارت وارث، از مضامين انسان‌ساز و پرمحتوايي برخوردار است. در بخش‌هاي گوناگون اين زيارت والا، ضمن شهادت به بزرگي حضرت، فلسفه نهضت حسيني و اهداف قيام خونين عاشورا بازگو مي‌شود. همچنين خواننده زيارت اربعين، همبستگي خود را با امام (ع) و دوستان او و دشمني‌اش را با دشمنان او تا روز قيامت بيان مي‌دارد و از خداوند متعال مي‌خواهد حيات و مرگش را در پيروي از حضرت محمد (ص) و آلش قرار دهد. در ادامه زيارت، بر اجراي وظايف بندگي از طرف امام حسين و ياران با وفايش تأكيد مي‌كند و بر قاتلان ايشان لعنت و نفرين مي‌فرستد.
به هر روي اربعين خورشيد آسمان شهادت و راه منير هدايت در راه است، در اين روز و ايام بكوشيم تا به دور از تحريفات و احساساتي‌گري‌هاي افراطي آن امام راستين را بشناسيم و به مدد نفس قدسي‌اش بر هدف انساني آن بزرگمرد همه دوران‌ها آگاهي يابيم.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم دی 1393ساعت 14:35  توسط محسن  |