ای اسب بی سوار از اینجا گذر نکن
با خون یال خویش غـمی بیشــتر نکن
بگذار این امید بمانـد بــه کــودکــان
بر کودکان حکایت مرگ پـــدر نـکــن
از خیمه ها که میگذری شیهه ای نکش
این زخم تازه را به کسی تازه تر نکن
زینب امید داده بــه طــفلان بــی پــدر
با آمـدن نـصـیحـت او بـــی اثـــر نکن
دانم که شیهه های تو از زور غصه هاست
این بغض را بخور و یتیمان خبر نکـن
بر خود ببال چونکه سوار تو مــرد بود
فکر شکست لشگر مردان به سـر نـکن
از من شنو کـه گــریـه امانم نــمــیدهــد
با کوفیان مشین و به جایـی سـفر نکـن
این انتظار تلخ به از نـاامــیــدی اســت
ای اسب بی سوار از اینـجا گــذر نکن
هر جا که شاعری ز تو آغاز میکــند
آن زخمهای کهنه دهـــان باز مـــیکـــند
ماندست یک نفر دگر از لشگر حـسین
سرباز چند ماهه علی اصــغـــر حســین
از دشمنان مهارت او گرچه کمتر است
اما شرافتش به همه دشمنان سر اســت
اینجا کسی نبود که گوید بــه کوفــیان
مردی به غیرت است نه بر زور بازوان
گل در میان خار و خسان جلوه مینمود
یــــک مـــرد در میان بـدان جلوه مینمود
دیوی رسید و تیر بدی در کمان گرفت
ناگه گلوی نازک گــل را نشـــان گرفـــت
حالا رسـید تیر و قفـس باز میــشــود
حالا پـــرنده در خـط پـــرواز مــیشــــود
پرواز کـرد پــرنده و ســرباز آخـریـن
ای کوفــیان حمایــتــتان را صـــد آفرین
حالا نشان عزت و مردی فرشـته ها
بستـند دسـت کودک صـحــرای کــربـــلا
وصفش نه کار شاعری و شاعران بود
اینجا زبـــان قــافیـطه ها ناتـــوان بــــود
از کربلا که شـــاعری آغاز مـــیکـــند
بــر نــاتــوانــی قــــلــــم آواز مــیـکــنـــد
آنکه دشت کربلا را ساخت زینب نام داشت
ساز آزادی ز جان بنواخت زینب نام داشت
آنکه چون پروانه ای در نیمه شبهای سیاه
گرد شمع معرفت جان باخت زینب نام داشت
ظاهرا در کربلا حق نه، بدی پیروز شد
آنکه بنیان بدی انداخت زینب نام داشت
پرچم از دست علمدار سپاه افتاده بود
آنکه آنرا تا ابد افراخت زینب نام داشت
کربلا بهر شهیدان همچنان جنات بود
آنکه در دشتی پر از غم تاخت زینب نام داشت
یک گلستان گشت پر پر زان گلستان بلبلی
بر حکایتهای آن پرداخت زینب نام داشت
کربلا از یادها میرفت چون یک واقعه
آنکه از یک دشت دنیا ساخت زینب نام داشت
پیراهن محرم من را بیاورید
دارد زمان هیأت من دیر میشود
با روضه حسین نفس تازه میکنم
وقتی هوای شهر نفسگیر میشود
میآیم از کدورت و اشک عزای تو
سرچشمه طهارت تصویر میشود
من دستمال گریه خود را نشستهام
چون آب هم به نام تو تطهیر میشود
اشک تو تا همیشه جوان میچکد حسین
چشم من است اینکه چنین پیر میشود
من تازه تشنه میشوم و گریه میکنم
وقتی زگریه چشم همه سیر میشود
ایمان به دست معجزه غم بیاورید
پیغمبری که باعث تکفیر میشود
این قطره نیست آینه توست یا علی
در اشک ما حسین تو تکثیر میشود
ماه عــــزا وماه ماتــــم رسـید به کـربـــلا قافـله غـــم رســید
مـاه مــحرم مـاه ماتــم رســید قامــت فاطــمه دوباره خــمید
محرم کشتی دین واژگون شد حسین فرزند زهراغرقه خون شد
مـاه مــحرم فیــض عام دارد هــرلحــظه سرخـش پیــام دارد
دوبــاره یـاران مــحرم آمـده ســـیه بـپوشــید مـــه غـــم آمــد
حــسینیــان بـزم عـزا بپا شد نـام حــسین چــراغ بــزم ما شـد
مــحرم آمـد وعیشم عـزا شد حـسینـم وارد کـرب و بـلا شد
مظهر پنج تن آل عبا می آید جان هفتاد ودو قربان به فنا می آید
بیائیم عهدو پیمانی داشته باشیم واز همین امروز از هر بیست وچهار ساعت
10دقیقه را در خلوت صرف حزن گریه بر مصائب امام حسین(ع) ومادر مظلومه اش
حضرت فاطمه(س) نمائیم وآنگه که دل به رقت و سوزش رسید ندای " اللهم عجل
لولیک الفرج" را سر بدهیم که فردا دیر است هر لحظه قافله مرگ سر میرسد که
امام حسین(ع) فرمودند: ای فرزند آدم،تو همان روزگار حیات خود هستی به طوری
که باگذشت یک روز پاره ای از وجودت تلف میشود.
هیچ گریه کننده ای نیست که بر امام حسین(ع) گریه نماید مگر آنکه به حضرت فاطمه(س) تقرب
جسته وایشان رابا گریه اش یاری نموده ونیز به حضرت پیامبر(ص) تقرب پیدا نموده وحق همه
ما(ائمه) را ادا کرده است.
با این گریه وناله می توان اظهار نمود یا اباعبدالله (ع) اگر نبودیم درآن روز یاریت کنیم،و جان
خویش را در راه شما فدا کنیم ولکن با آه وناله دعا برای ظهور منتقم شما را یاری خواهیم .
امام صادق(ع): من خودرا از شهیدان کربلا بیرون نمیدانم وثواب خودرا کمتر از ثواب آنها
نمیشمارم زیرا نیت من یاری آنهاست(یعنی آرزو داشتم آنروز بودم تا شهید میگشتم)اگر آن
روز(عاشورا) را میدیدم.
درادامه می فرمایند" همچنین شیعیان ما همه شهید هستند اگر چه در بستر های خود بمیرند"
سلام دوستان ميلاد کريم اهل بيت امام حسن مجتبی (ع) فرزند شير خدا را به تمام شيعيان و دوست
داران آن امام والا مقام تبريک و تهنيت عرض می کنم.
نیمه ماه مبارک بس شرافت دارد امشب
چون خدا بر بندگان خود عنایت دارد امشب
رحمت بیمنتهای دوست میبارد به عالم
بس که خیر و برکت و فیض و سعادت دارد امشب
این شب قدر است یا روز وصال قرب یزدان
بر شب قدر از شرف آری فضیلت دارد امشب
جشن میلاد حسن در عرش اعلا گشته برپا
زین سبب بر لیلةالاسرا شباهت دارد امشب
سیّد خیل جوانان بهشت آمد به دنیا
مرحبا بر سایر شبها سیادت دارد امشب


